دانش

 روزی از دانشمندی ریاضیدان ، نظرش را درباره انسانیت پرسیدند ، در جواب گفت : اگر زن یا مرد دارای اخلاق باشد ؛نمره ی یک میدهم ، اگر دارای زیبایی هم باشد یک صفر جلوی عدد یک می گذارم ، اگر پول هم داشته باشد یک صفر دیگر جلوی عدد 10 میگذارم ، اگر دارای اصل و نسب هم باشد یک صفر دیگر جلوی عدد 100 میگذارم ، ولی اگر زمانی عدد 1 رفت »اخلاق« چیزی به صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ است و آن انسان هیچ ارزشی ندارد .

 کوچیک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم .اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم ...

کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود 
کاش همون کودکی بودیم که حرفهاش رو از نگاهش می توان خوند ...
کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم .
کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود ...

 درد یک پنچره را پنجره ها میفهمند   

معنی کورشدن را گره ها میفهمند

سخت است بالا بروی ساده بیایی پایین 

قصه ی تلخ مرا سرسره ها میفهمند 
یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن 
چشم ها بیشتر از حنجره ها میفهمند

 چه حس قشنگه وقتی میشی محرم دل یکی ...یکی که بهش اعتماد داری...بهت اعتماد داره ...از دلتنگی هاش برات میگه..از دلتنگی هات براش میگی ...آروم میشه ...آروم میشی ...حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه ...این حس مثل   قطره های باران پاکه...!!

 مهربان باش و به هر کس میرسی لبخند بزن

تو نمیدانی به آدمها چه میگذرد
شاید لبخندت برایشان مانند گنجی ارزشمند باشد
و آنها بیشتر به لبخندت محتاج باشند.

 زندگی زیباست تماشایی است

چرا زیبا نمی بینیم؟
چرا گاهی به پای این همه خوبی نمیشینیم؟
چرا با هم نمیخندیم؟
مگر دنیا چه کم دارد؟
ببین این آسمان آبی است..
ببین دنیای ما آکنده از پاکی است
و خوبی تا ابد پاینده می ماند
تو باور کن
همین کافی است...

 دختر دانش آموز صورتی زشت داشت .دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره ... روز اولی که به مدرسه ما آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند . نقطه مقابل او دختر زیبا رو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت .او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید : میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟!                                     یک دفعه کلاس از خنده ترکید ...    بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول ، احترام ویژه ای در میان همه و از جمله من پیدا کند : اما عزیزم ، بر عکس من ، تو زیبا و جذاب هستی ... او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند ... او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود :به یکی از دبیران ، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود . ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعا به حرف هایش ایمان داشت و دقیقا به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد . ذات خداوند اقتضای آن را دارد که به هر موجودی بیش از آنچه عیب می دهد ، کارایی و نقاط مثبت بدهد . پس با نگرش مثبت به دیگران نگاه کنیم تا نیمه پر و نقاط مثبت آنان را ببینیم. یادمان نرود که با نگرش منفی می توان در کامل ترین افراد هزاران نقص پیدا کرد .

 دست همیشه برای زدن نیست کار دست همیشه مشت شدن نیست دست که فقط برای این کار ها نیست گاهی دست میبخشد نوازش میکند ، احساس را منتقل میکند گاهی چشمها به سوی دست توست دستت را دست کم نگیر ...

 کاش می شد 

تمام داستان های دنیا را
از دهان تو بشنوم !
تمام عاشقانه های دنیا را 
تو برایم تکرار کنی !
اصلا هر چه تو بگویی زیباست !
می دانی 
کاش می توانستم 
با تمام وجود 
صدایت را در آغوش بگیرم !

 حرف نزن 

حرفهایت قیمتیست 
اندازه ی تمام نشنیدن ها ....
 
 
 
 
تعداد صفحات : 31