بهترين لبخند

 کودک تشنه بود لیوان شکسته ای را برداشت تا آب بنوشد.مادر دوید ولیوان راگرفت تاکودکش آسیب نبیند.کودک گریست وفریاد زد:دوستت ندارم          مادر لبخند زد وگفت:امامن دوستت دارم.          کودک عصبانی تر گفت:دوستت ندارم.          مادرمهربانتراز قبل پاسخ داد:اما من همیشه دوستت دارم.          بنده ای حاجتی داشت.گریه وزاری میکرد.خدا می دانست اگر حاجتش را بر آورده کند،به ضرر بنده اش است.اشکهای بنده اش را دید اما حاجتش را نداد.بنده فریاد زد:خدایا! دیگر یادت نمیکنم.خدالبخند زد وگفت:اما من همواره به یادت هستم...

 لبخند بزن! بدون انتظاره پاسخی از دنیا! وبدان ک دنیا روزی آنقدرشرمنده میشود ک ب جای پاسخ ب لبخندهایت با تمام سازهایت میرقصد(دکترشریعتی)l

 مهربان باش و به هر کس میرسی لبخند بزن

تو نمیدانی به آدمها چه میگذرد
شاید لبخندت برایشان مانند گنجی ارزشمند باشد
و آنها بیشتر به لبخندت محتاج باشند.

می توان بر زندگی لبخند زد 

بر تمنای دل خود بند زد 

می توان شاخ گلی در دست داشت 

یا که در باغ دلت آلاله کاشت 

می توان پژواک یا فریاد کرد 

یا دل غمدیده ای را شاد کرد 

می توان از حسن سر وناز گفت 

از درون و درد پنهانی سرود

زندگی را عشق زیبا می کند 

آرزوهای تو معنا می کند 

می توان مجنون کوه و دشت شد 

یا گل بستان هر گلگشت شد 

تعداد صفحات : 31
صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 31 صفحه بعد