يشب

نمیدانم چرا ، ولی همیشه پنهانی خواننده ی وبها بوده اَم. امشب دلم میخواست تمام ِ آرشیو چندین ساله ی آوا را شُخم بزنم ، از این سر تا آن سر را بخوانم...از تمام کودکانه و بزرگانه اَش شاد و غمگین شوم. بخندم ، اشک بریزم... دلم برای احساسات ِ لطیفانه و نارنجی رنگش تنگ بود بسیار...

 

امشب یک حال ِ اساسی از من گرفته شد، وبسایت حذف شده!

تعداد صفحات : 31
صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 31 صفحه بعد